من خسته ام !
از درد دل شکســته ام از درد خسته ام
ازاین زمانه بی برو برگــرد خســته ام
فریاد می زنم که خدا بشنود چقـــــــــدر
از آنـچه که به روز من آورد خســته ام
در خلوت خصوصــی خود مطمئن شدم
من مردم و از اینــــهمه نامرد خسته ام
از پرسه ی حریص نگــاهی که می دود
از این همه رفیقایــی ولـگرد خســته ام
تصویر گنگ و مبهـم یک روح ساکنـــم
از این جهان مضطـرب و سرد خسته ام
تکرار میکنم که خــــــــدا باورش شود
از آنچه که به روز من آورد خســــته ام
..................................

نام: رحمت